صفى الدين محمد طارمى

359

انيس العارفين ( تحرير منازل السائرين ) ( فارسى )

عين ازليت آزال است ، ازليتى كه او ازليت ذات احديت است كه خاصّ است به آن حقيقت محض و خالص از جميع آزال كه او اطوار جبروت و ملكوت است از ملائكهء مقرّبين و غير ايشان . و لغت اين نطق ، لغتى است كه تكلّم مىكند به او حقّ در قلوب خواصّ عبادش تا شناسا كند ايشان را و شناسا كند به ايشان قلوب محجوبين را به تنزّل ايشان از لغت ازل محض به لسان فهمهاى ايشان و مبالغ عقول ايشان - و او تمثيل است - تا تمثيل كنند از براى ايشان تمثيلى به امثله‌اى كه مناسب باشد فهمهاى ايشان را تا بشناسد او را بر قدر استعداد خودشان . چرا كه خداى تعالى واجب گردانيده است بر ايشان آنكه تعليم كنند ناس را ، و ممكن نيست ايشان را تعليمى كه واجب است بر ايشان به لغت ازل كه او لسان حقّ است كه تكلّم مىكند به او در قلوب ايشان به حكمت خود . پس نزول مىكند خداى تعالى از حضرات قلوب ايشان - كه بيوت اوست - به حضرات خيالات ايشان ، و تمثيل مىكند اين حكم و معانى را به امثله‌اى كه لايق است به مبالغ فهمهاى ايشان ، و تكلّم مىكند به لسان ايشان با امم و اتباع ايشان . پس مىايستند علماى رسوم نزد اين امثله و علماى معقول نزد معقولشان ، از براى تقيّد ايشان به ادراك عقول . پس ميسّر نمىشود از براى احد طايفتين فهم اين لغت كه تكلّم مىكند به او حق‌ّتعالى در قلوب عارفين . پس از اين جهت بود كه گفت كه : « و از براى الهام غايتى است كه ممتنع است اشارت به سوى آن غايت . » پس به درستى كه عقول سرگشته و حيران است در او . پس چيست گمان تو به اوهام و حواسّ . پس فهم نمىكند اشارت را به سوى غيب الغيوب مگر اهل اللّه خاصّة الخاصّة . فرمود خداى تعالى كه : عالِمُ الْغَيْبِ فَلا يُظْهِرُ عَلى غَيْبِهِ أَحَداً إِلَّا مَنِ ارْتَضى مِنْ رَسُولٍ